مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
مقدمه 14
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )
روزگاران گذشته و بازگرداندن ريشههاى فكرى و عقيدتى آن ايمان فعال و سازنده به فضاى جامعه و به حريم دلهاى مردم است . در اين انقلاب همهء تلاشهاى اقتصادى و سياسى و نظامى و غير آن بايد بر مبناى اين تجديدبناى ايمانى و فرهنگى صورت گيرد و از آن جدا نماند كه جدا ماندن از آن ، انحراف و در نهايت مرگ اين انقلاب را معنى مىدهد . با چنين تلقىاى از انقلاب مىتوان شخصيت علامهء فقيد بزرگوار زمان ما را بهدرستى ارزيابى كرد و جايگاه حقيقى او را در مجموعهء عظيم اين انقلاب بهدرستى شناخت : او مجموعهاى از معارف و فرهنگ اسلام بود ، فقيه بود ، حكيم بود ، آگاه از اندوختههاى فلسفى شرق و غرب بود ، مفسر قرآن بود ، از علوم اسلامى ، يعنى علومى كه از اسلام نشأت گرفته يا از آن تغذيه كرده است ، مطلع بود : از اصول ، از كلام ، از ادبيات ، از نجوم و هيأت و رياضيات ، و از برخى علوم بىنام و نشان ديگر . شخصيت او در لابلاى اين دانستنيهاى بسيار به كمك رياضتى مداوم و درازمدت ، پرورده ، صيقليافته و پرداخته شده بود . از كسانى بود كه تنها مكتب جامعى چون اسلام مىتواند امثال او را در دامان پربركت خويش پرورش دهد . چهرهء معنوى او ، سيماى پرصلابت مردى بود كه ايمانى استوار و عرفانى راستين را با دانشى گسترده و عميق توام ساخته و با آميزهء شگفت وجود خويش ثابت كرده بود كه اسلام مىتواند سوز درون دلسوختگان شيفته را با عقل راسخ فرزانگان فرهيخته يك جا گرد آورد . او ، تلاش و جهاد بىانتها و خاموشنشدنى خود را هم به اين معجون الهى درآميخته بود ، دريكى از حساسترين دورانهاى حيات اسلام و تشيع ، جانانه به دفاع از حريم معنويت اسلامى و حكمت و معرفت الهى برخاسته و مفاهيم زيباى اجتماعى اسلام را از آيات كلام الهى استخراج كرده و به عرضهء كامل و جامع اسلام پرداخته بود . او مدافعى استوار از ارزشهاى فرهنگ اسلام در برابر بساط نيرنگ مكاتبى بود كه با بهرهگيرى از انواع شيوهها و ترفندها براين فرهنگ الهى تاختن آورده و به تدريج رابطهء دلها و مغزها را در بخشهايى از جامعه از چشمهسار زلال آن گسسته بودند . او كه در سفرهء متاع ارزندهء حوزهء علميهء قم ، درشمار درخشندهترين گوهرها بود و به آن مدرسهء اسلامى پربركت ، ارزش مىبخشيد ، تنها به آن حوزه محدود نشده بود و به تدريج در همهء حوزههاى علمى و در همهء محافل